|
روشنفکر ایرانی و تهاجم فرهنگی
به بهانهی 24 دیماه، یازدهمین سالگرد
قتل دکتر احمد تفضلی

مهدی خلیل خانی
برگرفته از :
http://www.iranliberal.com:80/Khabar_haa/Ahmad%20_tafazoli.htm
به اقتضای شب است و سیاهیست
تنها
که صداها همه خاموش میشوند. [2]
احمد تفضلی در سال 1316 در اصفهان زاده
میشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در
تهران میگذراند و در سال 1335 دیپلم خود
را از دارالفنون دریافت میکند. سپس در
دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران به تحصیل
ادامه میدهد. در سال 1338، لیسانس زبان و
ادبیات فارسی را به پایان میبرد و در سال
1345 دکترای خود را در زمینهی فرهنگ و
زبانهای باستانی ایران، دریافت میکند.

در این میان در فاصلهی سالهای 44-40 به
لندن و پاریس سفر میکند و از جمله دورهی
فوق لیسانس مدرسهی زبانهای شرقی دانشگاه
لندن را با موفقیت میگذراند. احمد تفضلی
از آن پس به ترتیب در ادارهی فرهنگ عامه،
بنیاد فرهنگ ایران و دانشکدهی ادبیات
دانشگاه تهران به کار تدریس و تحقیق
میپردازد. او از سال 1370 به عضویت
پیوستهی فرهنگستان زبان و ادب فارسی در
میآید و از سال 1373 به معاونت علمی و
پژوهشی همین فرهنگستان پذیرفته میشود.
دکتر احمد تفضلی در سالهای دههی 60 و 70
در کنگرههای گوناگون ایرانشناسی شرکت
فعال داشته و بارها به عنوان پژوهنده یا
استاد میهمان به دانشگاههای سوربون،
توکیو، هاروارد، پکن و سن پترزبورگ دعوت
شده است.
دکتر تفضلی تقدیرنامههای بسیاری از
آکادمیها و نهادهای علمی و پژوهشی
بینالمللی دریافت داشته و حدود 4 ماه پیش
از جان باختناش از دانشگاه دولتی سن
پترزبورگ درجهی دکترای افتخاری گرفته است
و این نخستین باری است که یک استاد
دانشگاه از کشورهای شرقی، توفیق دریافت
این درجه را پیدا میکند.
احمد تفضلی در بسیاری از نهادهای پژوهشی
جهانی عضویت پیوسته داشته است. بیش از 10
کتاب تحقیقی، تألیف و ترجمه، و بیش از 70
مقاله و متن پژوهشی، همه در قلمرو فرهنگ و
زبان ایران باستان و مسایل ایرانشناسی
امروز از دکتر تفضلی باقی مانده است.
ایرج افشار پژوهندهی معروف میگوید: «مرگ
احمد تفضلی در جهان ایرانشناسی، طنینی
بلند داشته است زیرا که همهی
ایرانشناسان میدانند که دانشمند توانایی
از دست رفته است، آن هم در سالهای
بهرهدهی. او میبایست و میتوانست دستِ
کم بیست سال دیگر دانشجویان و دانشورزان
فرهنگ ایران باستان را از گنجینهی پهناور
آگاهیهای ژرف خود بهرهور سازد».
بزرگ نادرزاد پژوهندهی دیگر نیز میگوید:
«با درگذشت احمد تفضلی کمر مربوط به
مطالعات فرهنگ ایران باستان شکست. ایران،
سرشناسترین پژوهشگر تمدن و فرهنگ
قدیماش را از دست داد. تفضلی از زمرهی
آدمیانی بود که قائل به گفتن حقیقت هستند.
یعنی نوعی تعهد اخلاقی به حقیقت داشت و از
هیچ چیز در راه بیان آن نمیهراسید».
و نیز ژاله آموزگار همکار نزدیک احمد
تفضلی در دانشکدهی ادبیات، آخرین دیدارش
با او را در آخرین روز زندگی چنین تصویر
میکند: «ساعت 30/12 روز دوشنبه 24 دیماه
1375 خندان و پر از ذوق ِ زیستن خداحافظی
کرد. در حالی که نمونهی چاپی آخرین کتاب
در دست انتشار خود، یعنی "تاریخ ادبیات
ایران پیش از اسلام" را در کیف چرمی با
خود میبرد. کی میتوانست فکر کند که در
شامگاه آن روز بر اوراق زندگی پر افتخار
این دوست کلمهی پایان نقش خواهد بست؟ او
راهی منزل شد ولی هرگز به منزل نرسید و به
قول نادرزاد مردی از سلالهی اهریمن چراغ
فروزان زندگی او را خاموش کرد».
علیاشرف صادقی گردآورندهی یادنامهی
دکتر تفضلی نیز در ابتدای این کتاب
مینویسد: «میان من و تفضلی سی و هفت سال
پیوند دوستی برقرار بود تا آنکه پایان
غمانگیز زندگی او این پیمان را گسست. او
از معدود پهلویدانان طراز اول بود که در
محیط غیرعلمی ایران با ارتباطات وسیعی که
با همکاران خود در سراسر جهان برقرار
میکرده، دانش خود را به روز نگه میداشت
و سرانجام مظلومانه جان باخت».
دکتر تفضلی روز 24 دیماه 1375، دفتر کار
خویش در دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران
را ترک میکند و راهی خانهی خود در تجریش
میشود.
روزنامهی ایران در 29 دیماه مینویسد:
«ساعت 9 شب مأموران گشت پاسگاه انتظامی
باغ فیض، خودروی او را مشاهده کردند که
چراغهای کوچکاش روشن مانده و در کنار
خیابان توقف کرده بود. به احتمالِ زیاد
رانندهی یک خودرو بر اثر تاریکی بزرگراه
او را ندیده و پس از تصادف با تفضلی که
ظاهراً مشغول پنچرگیری اتومبیل خود بوده،
گریخته است». [3]
در پزشکی قانونی جمجمهی تفضلی تکهتکه
شده بود و جای ضربات دیلم بر آن دیده
میشد. پس طبیعی بود که کسی باور نکند و
این مرگ را تا سالها مشکوک بدانند.
آخرین گناه تفضلی آن بود که تاریخ ادبیات
پیش از اسلام را در دست انتشار داشت.
-----
پانوشتها:
1. این مقاله پیشتر در هفتهنامهی
مهرزنجان، یکشنبه 19 آبان 1381، شمارهی
18، ص 4، منتشر شده است.
2. چه تلخ است این سیب، منوچهر
آتشی، تهران: نشر آگه، چاپ اول، 1378
3. گفتاوردها به جز گفتار علیاشرف
صادقی، از متن پیاده شدهی سلسله گفتارهای
حسین فرجی با نام «فرهنگ پایداری» در یکی
از رادیوهای فارسیزبانِ برونمرز است.
|