درباره ما
چرا فرهنگشهر ؟
هر آن کس که او شاد شد از خرد جهان را به کردار بد نسپرد
این پرسش را ما در آغاز راه دربرابر خود و شما بینندگان فرهنگشهر مئ نهیم. پاسخ ما چنین است :
اندیشیدن در باره نکبتئ که امروز ایران و ایرانئ را در خود گرفته است ما را به این باور رساند که ایرانیان را از نوسازی و بازسازی فرهنگی خود گریزئ نیست.
نوسازئ و باز سازئ فرهنگئ در گام نخست از شناخت خود فرهنگی ایرانیان آغازمی شود.
بازشناخت و سنجشگری فلسفی فرهنگ ؛ نگاه جستجو گر به پایه ای ترین و بنیادی ترین پیش نهاده های فرهنگی ما راهئ به تاویل و گسترش بن مایه هائ فرهنگ ماست. بدون این گسترش نو سازئ فرهنگئ ممکن نیست
بازشناخت هر تجربه ائ از پیشینیان اما همواره محدودیت ناگزیری را با خود دارد : محدودیت زمانه ؛ محدودیت نگاه نسلئ که به گذشته خود از نگاه پیشداوریها و تجربه امروزین خود مئ نگرد. آرئ محدودیت های نگاه نسلی که به گذشته خود بر می گردد و این گذشته را که قبل از هر چیز یادگار نگاه و تجربه پیشینییان است بازخوانی میکند و در باره آن به داوری مئ نشیند.
از این رو نوسازی و نو شوی ایرانیان به مثابه شهروندان فرهنگی ، باید ازباز شناخت بهتر دیروز در سویه ها و چهره های گوناگون اش بآغازد.
با از پیش دانستن این که ، این سویه ها و چهره ها ، با فریبا یئ از بازشناخته شدن مئ گریزند و این که این فریبایئ چیزئ به جزآوار داوریها و پیش داوریهائ روزمره ، اما استوار بر سنت هائ سخت جان نیست که دیده گان ما را از نگرستن باز مئ دارد ، باید بگوییم که در داوری نهائی هر نسلی ، به تناسب توانائیش در سنجشگری هوشمندانه خویشتن خویش و در دلیری و دریادلی در سنجیدن پیشینییان و در شهامت اخلاقی آری اخلاقی در پرسیدن و دو باره پرسیدن در شناخت و گسنرش خود فرهنگیش کامیاب می شود.
ایرانیان در چالش های بنیادی دو سده گذشته که آنها را میتوان بصورت نادقیق به عنوان چالش بین سنت و مدرنیته خلاصه کرد کمتر به شناخت خود توجه کرده و یا حتی به نحو تاسف باری از درک جایگاه این شناخت در روند نوسازی همه جانبه خود غفلت کرده اند.
مدرنیته یا تجدد یک روند پیچیده و فراگیر فرهنگی است که آنرا نمی توان با کنار گذاشتن ساده سنت و جایگزین کردن آن با ” نو” یکی گرفت . در تجربه تاریخی اروپاییان ، مدرنیته به معنای بازگشت به سنت برای شتاخت و سنجشگری آن ، بازجوانی و نو خوانی بخشی و کنار گذاشتن بخش دیگر آن بوده است. در تجربه اروپاییان ” نو” همان سنت پیشینییان است که نسل امروزی در جستجوی گذشته باز یافته و آن را از نگاه امروزین نوخوانی کرده است . ” نو” تنها جامه نو تنها پوشش نو نیست . ” نو” خویبشتن فرهنگی و آگاهبود و روان هر نسل است که آنرا از پیشینییان گرفته و باز سازی و نو سازی کرده است.
مدرنیته در تجربه ایرانیان اما بیشتر جایگزین کردن رویه هائ سنت با ظواهر امروزی تر فرهنگ غربی بوده است. تجربه انقلاب ۱۳۵۷ کارا نبودن این گونه نو شدن را به خوبی نشان داد. به راستی سهم “خویشتن” فرهنگی ما در روند مدرنیته چیست؟ . اما قبل از آن باید روشن کرد که این “خویشتن” فرهنگی چیست؟.
شناخت این “خویشتن” و کنکاش در جایگاه آن در فرایند نوسازی و نو شدن ایرانیان به مثابه شهروندان فرهنگی آماج ماست. ما در جستجوی خویش در همهء عرصه ها به کنکاش و ذست کم به پرسش خواهیم پرداخت. ما در جستجوی خودبه اسطوره ها به دین به تاریخ به فلسفه و به ادبیات پرداخته و تلاش میکنیم که سویه ها و چهره های خود را بشناسیم و بشناسانیم .
برای نو شدن باید جوانی از سر گرفت. پس به ریشه های فرهنگ خود بازگشته و آنها را بشناسیم و بازخوانی و نو خوانی کنیم. از پرسیدن نهراسیم و از پرسش ها رنجیده نشویم. هر پرسشئ و طرح هر اندیشه ائ مئ تواند راهئ به شناخت همه جانبه تر ” حقیقت” باز گشاید. برائ سده ها اسلام و در سده گذشته گفتارهائ غربئ در کنار اسلام ، ما را به “حقیقت ” هائ خود فرا خوانده اند. ما این “حقیقت” ها را به پرسش خواهیم گرفت.
بارئ پرسش بئ اندازه است ، فرهنگشهر همه دوستاران فرهنگ ، آزادی ، دموکراسی و حرمت انسانی را همگام خود میداند و انان را به همکاری در پرسش و باز پرسیدن و دلاورئ در جستجو برائ پاسخ ها فرا میخواند.
باشد تا ایرانیان به خود آیند. باشد تا ایران بزرگئ از سر گیرد. تاریخ :۲۰۰۲/۰۶/۰۵












